
1. تعريف دستور خط
خط چهره مکتوب زبان است و همان گونه که زبان از مجموعه اصول و قواعدى به نام «دستور زبان» پيروى مى کند، خط نيز بايد پيرو اصول و ضوابطى باشد که ما مجموع آن اصول و ضوابط را «دستور خط» ناميده ايم.
منبع: تارنماي فرهنگستان زبان و ادب فارسي
برچسب:
نویسنده: باربد کریمیپور
خشو - خشوو: مادر خانم.
خراسان رضوي
مشهدي ها
تربت جام
حيدريه
تايباد
و...
اکثر شهرهاي خراسان با اين واژه آشنا هستن
برچسب:
نویسنده: باربد کریمیپور
برند: نمانام، نشان تجاري
گارانتي: ضمانت نامه
لباس کژوآل: لباس غيررسمي در مقابل لباس رسمي
مرجوع کالا: بازگرداندن کالا
برچسب:
نویسنده: باربد کریمیپور
تجاهر به فسق: تظاهر به فسق/گناه
نساء بوادي: زنان باديه نشين
نساء قري: زنان روستايي
مستبعد: دور از انتظار، بعيد، مشکل، دشوار
برچسب:
نویسنده: باربد کریمیپور
تماتيک: زمينه محور
استراتژيک: راهبردي
استراتژي: راهبرد
پروتکل: صورتجلسه مذاکرات
ديسيپلين: انضباط، نظم و ترتيب
پلتفرم: بستر، زمينه، پايه، زيربنا
تکنيک: فن
هژموني: سلطه
دمو: پيش نمايش
برچسب: معادل کلمات فارسی,معادل کلمات,معادل کلمات زیست,معادل کلمات فارسی به عربی,معادل کلمات زیست شناسی,معادل کلمات انگلیسی به انگلیسی,معادل کلمات کردی به فارسی,معادل کلمات بیگانه,معادل کلمات عربی,معادل کلمات فارسی به انگلیسی,
نویسنده: باربد کریمیپور
صعولک: دزد
گردون: ارابه، گاري
ضرير: نابينا، کور
لمتر: چاق وفربه
نوال : عطيه ،بخشش
گوترو : يکجا ، وزن نکرده.
ايدر : اينگونه
تتماج: نوعي آش که ازآرد مي پختند
کمپيرزن: زن سالخورده وفرتوت
اسکاف: کفشگر
درهم: دار هم: خانه غم و غصه(وجه تسميه درهم)
دينار: نار دين: آتش دين(وجه تسميه دينار)
برچسب: معناي واژه لانتوري,معناي واژه عيد,معناي واژه ديوث,معنای واژه عقل,معنای واژه دانش,معنای واژه تجربه,معنای واژه تفکر,معنای واژه معیار,معنای واژه,معنای واژه تعقل,
نویسنده: باربد کریمیپور
برچسب:
نویسنده: باربد کریمیپور
برچسب:
نویسنده: باربد کریمیپور